![]() |
![]() |
|
|
سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن*****هنوزم پر میکشه دل واسه به تو رسیدن واسه جوابه نامت میدونم که خیلی دیره*****بزار به حسابه غربت نکنه دلت بگیره عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت*****خیلی دوس دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت سرتو با مهربونی بزارم بروی شونم*****تو فقط واسم دعا کن آخه دمباله بهونم حالمو اگه بپورسی خوبه تعریفی نداره***** چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنةی بارون*****چقد از دریا ما دوریم بی گوناهیم هردوتامون بدجوری بهم میریزه منو گاهی اتفاقی*****تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی میدونی که دسته من نیست بازی سرنوشته*****رو قشنگا خط کشیده زشتارو واسم نوشته باز که ابری شد نگاهت بغزتم برام عزیزه*****اما اشکاتو نگه دار نزار ایجوری بریزه !!!!من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد*****باقیشو بگم میبینی گریهات کلی حروم شد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:55 توسط |
|
|
من بی تو هیچم تو باورم نکن خیسم ز گریه تنهاترم نکن عاشق نبودم تا با تو سر کنم اتش نبودم خاکسترم نکن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 15:56 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 |
|
RSS
|